nedaye heriz
دستاورد

دستاورد

 

                 یادداشتهایی ازسفربه

 

   كيش «دّر»گرانبهاي خليج فارس 

 

                                   از:محرم فرزانه                      

 

 

 

 

 

تقدیم به :

فرزندان بزرگ ایران زمین

-         سیدجمال ترابی طباطبایی

-         حسین دوستی 

 

                          فهرست مندرجات

سخن نخست

الف: درباره جزیره کیش

-         اوضاع طبیعی خلیج فارس

-         موقعیت جزیره

-         اسامی جزیره

-         پیشینه

-         جمعیت

-         روستاهای تاریخی

1)     ماشه

2)     سفین قدیم

3)     دیهو

4)     باغو

5)     الحله

6)     سجم

7)     حریره

ب: لحظه های فراموش نشدنی (خاطرات روزاول)

پروازآرزوی بشریت

رسمی ماندگار

فرودگاه تهران وفرودگاه کیش

هتل دیدار

ج: سرحلقه به یادماندنی ها(خاطرات روزدوم )

برنامه های سیاحتی

زیتون، مجتمع تجاری، پانیذ

پارک ساحلی مرجان

لاک پشت ها

کاخ اسدالله اعلم

د: ردپای گذشته های تلاش آلود(خاطراتروزسوم)

مسجدخاتم الانبیا

مساجدکیش

کشتی یونانی

باغو

بازارمروارید

اسکله تفریحی

ه: زمزمه های تاریخی(خاطرات روزجهارم)

آکواریوم

نمایشگاه خزندگان

باغ وحش

حریره وسعدی شیرازی

آب انبار

درخت سبز

کاریز

بازارعربها

و: خداحافظ کیش؛ سلام تبریز(خاطرات روزپنجم)

فرهنگسرای سنایی

جاده جهان

جاده دوچرخه سواری

پلاژها

درحاشیه

سپاس

منابع ومآخذ

 

 

سخن نخست    

براي حضوردركيش،هم بايدطبع طبيعت گردي داشت وهم به سفرساحلي مشتاق بود.

 نهادگردشگرآدمي ازآنجاكه به رسم ديرين،طبيعت گراست چنانچه سياحت مبتني برطبيعت باآب ودرياعجين گرددنظام دنياي هيجان،شورولحظاتي ماندگارشكل خواهد يافت.  

دركيش دومصراع خشكي وآب بيت تمام زيبايي راسروده اندومگرنه اين است كه خاك بد ون آب شعرناتمامي است وياقابي بدون چشم انداز.

چندان كنكاش وبازيا فت تاريخ  وداشته هاي جزيره كيش نيا زنيست.تاواقعيت ريشه داروجذاب بودن آن رادريابيم،تلاش هايي صورت گرفته وهمه چيزدست به دست هم داده اند تامحيطي دلپسند وقانع كننده رابه وجودآورند .                          

تعطيلات تابستاني بچه هاوفراغت  وقت آنان ، زمينه اي رافراهم آورد تاازاوايل نيمه دوم خردادماه 1385من نيز بااستفاده از مرخصي استحقاقي لواي مسافرت برافرازم .

گفته اند : «هرچه محدوده زندگي وتجربه نويسنده تنگ تر ، توفيق وي كمتراست » [1]   شهرستان كوچك ومحدوديت هايش شرايطي پيش مي آورد كه عمرآدمي [2]آنچنان كه بايد مصروف كارها وبرنامه هاي مورد علاقه ومفيد براي جامعه نمي شود ولي دنيا كه محصور دراين جوامع كوچك نيست واين جوامع همه دنيا نيستند . مادراين نقطه كه جزئي ازسرزمين اهورايي ايران وايران جزئي ازجهان باشد سكونت داريم.

« براي نويسنده كافي نيست كه ديگران بگويند شن هاي ساحل نرم است اگر بخواهد نرمي شن هاي ساحل را باكف پاي خودحس كند لازم است خود باپاهاي برهنه روي شن هاي ساحل راه برود تاباكف پاهايش حس كند كه نرمي آنها تاچه حداست وآيا هيچگونه زبري دارد يانه؟»2

اگر بتوان راه را برگردشگري داخلي وحتي خارجي ، پيش پاي افراد باز نمود اطلاعات وآگاهي وسعت پيداخواهد كردوديدگاهها عوض خواهد شد مشروط ومنوط به اينكه پيش داوري نباشد ودرپي آن تلاش براي اخذ مواردي كه تازگي دارند صورت گيرد. پيش داوريها ومفروضات اشتباه ، همان فريم هاي ذهني هستند كه ازدستيابي به حقايق وحتي خلق ايده هايي جديد وتفكراتي نوجلوگيري به عمل مي آورند برداشتن آنها افق هاي موفقيت راپيش روي خواهد گذاشت....

 

خوانندگان محترم باعرض پوزش ادامه این مطالب که کتاب مستقلی به همین نام است امیدوارم باحمایت شما درآینده ای نزدیک به چاپ برسد.



[1] - فقرعلوم ، دكتر مهدي توسلي فريد، چاپ اول ، پاييز1366، شركت انتشارات سهروردي صفحه58

[2] - آنره رايد، ضميمه اطلاعات ، دوشنبه 25ارديبهشت 85

سه‌شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

قلعه لاری تپه

قلعه لاری تپه                        

معرفی

قلعه لر دهی ازمواضع خان شرقی بخش خواجه شهرستان هریس با وضع طبیعی جلگه ای وکوهستانی است .35خانوار با100نفرجمعیت دارد. محدوداست ازشمال به روستای " استیار" ازغرب به "نهند" و"تازه کند" ، ازشرق به شهرک پایین وازجنوب به روستای "گوورچین" . راه قلعه لرازطریق تبریز به شرح زیر می باشد: 1) تبریز –جاده "پایان" ، ونیار تاسه راهی نهند . که ما این مسیر را به دلیل صعب العبور بودن گردنه پایان وموقتی بودن آن به دلیل بهره برداری ازسدشهید مدنی درآینده نزدیک توصییه نمی کنیم. 2) تبریز تاشهرخواجه 24کیلومتر. خواجه تاسه راهی نهند11کیلومتر. سه راهی نهند تاتازه کند نهند 10کیلومتر. تا این روستا جاده آسفالته است . اما ازاین آبادی درسمت چپ راهی خاکی با5/3کیلومتر به نهند منتهی میشود وازکنارسد نهند ودرسمت راست راهی ازنوع مالرو مسافر رابعداز 8کیلومتر به روستای "قلعه لر" می رساند.

علت نامگذاری

"لار" larولرlarدرزبان آذری پیوندهای جمع هستند. قالا، اسمی است که صایت  آخرین آن چون زبراست با لار وقلعه ، چون صایت آخرینش نرم می باشد پس با لر جمع بسته می شود. قالابه ترکی وقلعه به عربی ازموقعیت تاریخی ونظامی آن حکایت می کند.وچون نام روستای موردبحث پیوند جمع گرفته است وجود دژهای دیگری دراطراف را به ثبوت می رساند . درشرق قلعه لر تپه ای باستانی است به نام "لاری". که مدتهاست ازباب اطلاق کل برجز قلعه قلعه لر معروفیت محلی دارد.

 

 

شرح اثر

وظیفه دیده بانی ودفاع ازاین قلعه نظامی برعهده کوههای مرتفع شمال ( اوچ قارداش = قره قوش) وجنوب (دوولقا=قوزیی) بوده است. اطاق هایش از سنگ لاشه وملاط گچ وآهک بنا نهاده شده اند. قطعات شکسته سفال هایی مربوط به قبل ,وبعد ازاسلام درمحوطه مربوطه پراکنده اند. یکی از قدیمی ترین خمره های باستانی باچهارردیف حاشیه به خط زیگزاگ (خطوط کنگره دار) با مثلث های کامل   توسط روستاییان ازدرون یکی ازاطاق ها سالها پیش بیرون آورده شده است . یکی ازاشخاص به محض برداشتن سرپوش آن براثر بخارات سمی موجود دردرون خمره از پای درآمده وبعد ازمدتی جان خودرا ازدست می دهد. باکمال تاسف این خمره بعدازخالی گشتن ازمحتویات ، به عنوان کندوی غلات به کارگرفته می شود ودریک روز پربرف زمستان براثر سرما ویخ زدگی ترک برداشته ومی شکند. چنان چه واضح است دیواره های اطاقها بربدنه سنگی بنا نهاده شده اند . نفوذ برقلعه ازیال غربی امکان پذیر است دیواره بلند صخره ای شمال وشرق بابدنه دیواره مانند سنگی راه نفوذ رابسته است وازجنوب ، دیواره اطاق ها امکان دستیابی راسلب می کند. قلعه بانان می توانسته اند بدون ایجاد خندق ازکمربند رودخانه ای حاشیه شمالی وشرقی قلعه باذخیره کردن آبهای سماوی ، خندقی طبیعی به وجود آورندونیروهای مهاجم رازمین گیرسازند. این خصوصیات خیال  قلعه بانان وقلعه داران راازشمال وشرق وغرب راحت ساخته وازغرب برج های دیده بانی کار ورود وخروج وحفاظت رابرعهده داشته اند. آبگیرهای مستطیلی شکل باابعاد مختلف که فعلا ازدیده پنهان شده اند وبه سختی درک می شوند در محوطه وجود داشته اند.18/08/86

سه‌شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

کرانی ازدريا

 کرانی ازدریا

"درحاشیه اهمیت علم درایران قبل وبعدازاسلام"

اشاره:

خردورزی ایرانیان یکی ازگرانبهاترین رهاوردهاست که می توان آن رادردودوره موردبررسی وتجزیه وتحلیل  قرارداد:خردورزی ایرانیان دردوره قبل ازاسلام وبعدازاسلام . باعنایت به این مقوله مهم، دلایل موفقیت دانشمندان ایرانی که پایه گذاران پیشرفت های علمی بشریت اند مشخص خواهدشد ودراین میان باگذر برظهوراسلام ونگاه بردیدگاه پیامبرنکته پردازآن سراغ بارقه حکیمانه توصیه موکدبرعلم آموزی خواهیم گرفتوازهدایت رهبردین علم محوربهره خواهیم بردبااین مقدمه کوتاه بایدگفت:." دانش که شریف ترین وعالی ترین پدیده روان واندیشه آدمی ودرخشان ترین گوهرحیات ومایه مدنیت است، ازدیرزمان موردتوجه ودلبستگی مردم ایران بوده وایرانیان ازدیرباز درکسب وفراگرفتن دانش ونشر وانتقال آن همه گونه کوشش کرده ودانشجویی وبسط ونشر دانش رایک وظیفه مقدس شمرده وبه این جهت وزیران ، امیران ودانشمندان همه به سهم خود درراه آموزش وترویج دانش کوشا بوده ودانش راوسیله سعادت وکامیابی دنیوی واخروی دانسته وآن رامایه آبادانی جهان وروشنی روان وخرد واساس خدمت به انسانیت به شمارمی آورند."[1]

الف) قبل ازاسلام

هخامنشیان

تردیدنبایدداشت که ازابتدای آفرینش، بشربه آموختن متوجه وراغب بوده است وبابه ظهورفعلی رساندن استعدادعلمی خویش دررشته هاوسطوح مختلف گوناگون به نیازفردی پاسخ می گفته وهرچه کتاب تاریخ راازصفحات اول تدوین به سمت وسوی آینده اش ورق می زنیم این استعداد علمی به حوزه زندگی اجتماعی تسری پیدامی کند ورفته رفته دانش درهمه زندگی افراد جامعه نفوذمی یابد.هرودت(486-420پ م.)دراثرخویش ایرانیان رابه عنوان ملتی باهوش ودوستداردانایی معرفی کرده است.

یکی ازنخستین مراکزعلمی درایران الواترا(Elvatra) نام داشت که چیزی شبیه مهد کودک یادبستان امروزین بود. یک کودک  ایرانی دردوره هخامنشی  پس ازسپری کردن مراحل اولیه رشددرکانون خانواده به این مرکزفرستاده می شد ومراحل اولیه تعلیم وتربیت اعم از آشنایی باحروف الفبا وکلاس های ابتدایی تحصیل رادرآنجا می گذراند . برخی ازجوانان هم که به لحاظ جسمانی ورزیده بودند برای پیوستن به نیروی نظامی کشور به مراکز آموزش نظامی هدایت می شدند لیکن درزمینه دانشگاه، عمده ترین ومشهورترین دانشگاه ایران درگندی شاپور(= جندی شاپور،جندیشاپور،گندیشاپور) واقع درخوزستان کنونی قرارداشت که درباره آن بیشتر توضییح خواهیم داد.[2] درایران دوره هخامنشی برای اداره وتنسیق امور اجتماعی به پرورش واشاعه دانشها توجه می شدوظیفه تربیت رامعمولا "مغان" عهده داربودند. ازاوستا گرفته تاسایر مواددرسی راکه شامل اموردینی ، طب وحقوق می شد ازراه سپردن به حافظه فرامی گرفتند[3]گزارشها واشارات پراکنده ای درباره کتابخانه ها ، سالنامه ها وتواریخ دوره هخامنشی راجع به علوم ونقش دانشمندان یونانی دردرباردولت هخامنشی به چشم می خورد؛ ازجمله کتابخانه دژ نپشت(گنج نپشت) درتخت جمشید وگنج شیپیکان(شیزیکان) جنب آتشکده آذرگشنسب درآذربایجانم دانشکده پزشکی ساییس نیزکتالبخانه معتبری داشت. گزارشهایی ازوجود حوزه های علمی ومحافل فرهنگی درزمان هخامنشیان دردست است که ازآن میان می توان به انجمن دانشوران همدان اشاره کرد که دران یک صدتن ازبزرگان فضل وکمال بامعرفی وامضای شاه عضویت داشتند همچنین باید ازفرهنگستان اردشیر درشهرسارد یادکرد که باحضور فرزانگانه ودانش پژوهان برگزار شد.[4]

عصرساسانیان

دوران عظمت دانش جویی ودانش طلبی درایران پیش ازاسلام ، سراسردوران ساسانی است که دانش باتمام مظاهر آن روبه توسعه ورواج ورونق نهاد. مورخان نوشته انمد که شاهان ساسانی وسایل آشنایی بامردم رابادانشهای هرسرزمین فراهم می آورند چنان که ابن الندیم نوشته است:" اردشیر برای گردآوری کتب ازهند وروم کسانی فرستاد وپسرش شاپورنیز این کارراکرد وهمه کتب به پهلوی ترجمه شد ونیزنوشته اند که پزشکان یونانی رابه ایران خواست وفرمان دادکه کتب یونانی به پهلوی ترجمه شود ودرجندی شاپور گردآید.[5]بدین ترتیب " مسیرتکاملی علم ودانش درایران وایجاددانشگاه راکه درنتیجه آن علوم رایج درایران نظم وقوام یافت ، طبقه بندی شد ازدوره ساسانیان آغازگردید." [6]اترابون مورخ وجغرافی دان یونانی هم به جایگاه دانش وآموزش درایران اشاره نموده ونوشته است:"... آموزگاران ایشان (ایرانیان) پیوسته ازفرزانه ترین وپرهیزگارترین مردان انتخاب می شوند، برای آن که عملشان اخلاقی وسودمندباشد ، درس های خودرا باداستانهای عالی وباسرودهایی می آمیزند که درآنها اعمال خدایان وتاریخ مردان بزرگ موردستایش قرارگرفته است."[7]

 

 

ب) بعدازاسلام

اهمیت علم وجایگاه آن دردنیای اسلام

مسلمانان درطول حیاتشان نقش بسیاردرخشانی درپیشبرد وگسترش دانش دررشته های گوناگون داشته اند به گونه ای که دانش جهان امروز تااندازه زیادی وامدارایشان است ، گرچه پیشامدهای تلخ تاریخی وبرخی عوامل داخلی دراین روند گسست هایی ایجادنمود وکاررابه جایی رساند که امروزه شاهد افول جریان منطقی علم درجهان اسلام هستیم.[8]ایرانی به برکت غنای معنوی اسلام درقون وسطی ، درپایه گذاری تمدن عظیم وشگرف که توسط مسلمانان بنا نهاده شد نقش مهمی راعهده دارگردید وباشکوفایی شگفت انگیز خود که اسلام به آن عطا کرده بود کانون اصلی اندیشه ، علم ومعرفت شد وقرنها آسیا ، آفریقا واروپا راتغذیه می نمود ، مراکز علمی ومدارس وکتابخانه هامتعددی تاسیس کرد وبه جای دفاع ازقومیت ونژادپرستی برامامت وفرهنگ اهل بیت تکیه نمود.[9]ایرانیان ، بعدازاسلام درهمه شوون دانش بشری وهمچنین شعب معارف اسلامی ، سرآمد روزگارشدند وازراههای گوناگون به نشر وتوسعه دانش پرداختند وعاشقانه دراین طریق گام نهادند وپیش رفتند . درآغاز اسلام وقرن اول ودوم هجری ، مراکز بحث وتحقیق بیشتربه وسیله ایرانیان تشکیل می شد وحلقات درس ازآن ایشان بود. دلبستگی ایرانیان به دانش وکوشش فراوان درراه کسب علم، آن گونه شهرت یافت که هنگام ظهوراسلام، پیامبر(ص) فرمود: اگردانش برگردن آسمانهاآویخته باشد، مردانی ازایران به آن دست می یابند.[10]

" یکی ازحوادث بزرگ عالم اسلام ، ورود کاغذ به این سرزمینهاست. وقتی مسلمانان درسال94ق ./712م. سمرقندراگشودند تهیه کاغذازخمیرکتان ودیگرگیاهان الیاف دارراازچینیان آموختند. نخستین کارگاه کاغذسازی درقلمرواسلام به سال178ق/794م. به همت فضل بن یحیی برمکی دربغداد احداث شد. سپس مسلمانان این صنعت رابه سیسیل واندلس بردند ودرقرن دوازدهم میلادی ازآنجا به مون پلیه وازآنجابه سایر نقاط اروپا رسید ومایه انتشارعلوم گردید. درشهرهای مشرق اسلامی دانشگاههای بزرگی مانند مدرسه نظامیه بغداد، مدارس بلخ ونیشابور وهرات ، ری، اصفهان، مرو، آمل وتبریز بناگردید. درکناراکثر مدارس، مسجد، رصدخانه، کتابخانه، بیت الادویه ودارالشفاوجودداشت ودانش پژوهان ازعواید اوقاف مخصوص، برای تحصیل رایگان استفاده می کردند."[11]

تشویق پیامبربه علم آموزی

علم رافرمودمان جستن رسول             جست باید ارنباشدجزبه چین

قیمت هرکس به قدرعلم اوست            همچنین گفته است امیرالمومنین

سنت واحادیث نبوی درارایه گزارش واعتبار علم وعلما ومتعلمان به اندازه ای فراوان وچشمگیراست که می توان گفت ازحداحصاوشماربیرون است . احادیث منقول ازپیامبر(ص) وامامان وراهبران واقعی بشر راجع به فضیلت علمعلم وعلما ومتعلمان درحدبسیارگسترده ای نظرهرمحققی رادرکتب حدیث بخود جلب می کند.[12]

علم وعالم ازنظر پیامبر(ص)

رودکی: تاجهان بودازسرآدم فراز                  کس نبود ازراه دانش بی نیاز

درحدیثی ازرسولخدا (ص)آمده است: "طلب العلم فریضه علی کل مسلم "دانش طلبی برهرمسلمان لازم وضروری است.[13]گرچه درکتب مربوط به شیعه"مسلمه "نیز درتعقیب این حدیث افزوده است تابه زنان نیزعلم آموزی لازم آید امااگر"مسلمه" هم درحدیث نباشد می دانیم که فی المثل صیغه هااگر مذکر هم باشند لحن وبیان برخی آیات واحادیث قابل تخصیص نیستند وبعضی ازعموم ها وکلیات به نظر فقها از"تخصیص " ابادارند . لذا تحصیل علم برای تمام مردان وتمام زنان مسلمان واجب می باشد. ازخاطر دورنداریم که همین موکدترین توصیه ها، شالوده بسیاراستوار تمدن اسلامی وپیشرفت آن راپی ریزی کرده است. اگرحکم"اطلب العلم ولوبالصین" آخرین فرستاده خداراپیش رونهیم بیش ازپیش عدم تعارض دین وعلم نمایان خواهدشد. علاوه براین محدوده علم آموزی راازشبه جزیره عربستان خارج می کند ووصول به دستاوردهای علم رادرهرمکانی قطعی ، حتمی وضروری می شمارد. "اطلبوالعلم من المهد الی اللحد" تاکید می فرماید که ازگهواره تاگورباید دانش جست یعنی عمرانسان باید صرف آموزش علمی گردد. این حدیث پیامبر درباره موضوع پیش گفته درخورتوجه است: "الحکمه ضاله المومن فحیث وجدها احق بها "سخن حکمت آمیز گمشده مومن است هرجاکه آن رایافت ازهمگی بدان سزاوارتراست.

حضرت رسول بازفرموده اند: " من کتم علما نافعا ، الجمه الله یوم القیامه بلجام من نار. کسی که علم سودمندی راکتمان نماید خداوند درروزقیامت لجامی ازآتش بردهانش می زند.[14]

آیاهمین فرموده نمی تواند به تنهایی تکمیل کننده محدوده علم آموزی باشد؟ بدین معنا که وقتی مسلمان موظف است برای تحصیل دانش مرز جغرافیایی وحتی مذهبی رابردارد. وظیفه دارد علم های سودمند رافراگیرد وبه جای کتمان ، بهره مندازآنها باشد. ونه تنها خودبهره مندشود بلکه باید علم سودمندرادرخدمت مسلمانان وبشریت به کارگیرد.

یکی ازمهم ترین سیره وسنت های پیامبرعظیم الشان اسلام(ص) بزرگداشت عالمان است ازاین منظر ، عالم برجاهل واعلم برعالم برتری دارد:

"دانشمندان راگرامی دارید که آنهاوارثان پیامبرانندوهرکه آنان راعزیز داردخداوپیامبرش راعزیزداشته است."

ویا:"فضیلت وبرتری عالم ودانشمند برعابد وپارسا به میزان هفتادپایه ودرجه است".[15]

ونیز:"فضیلت وبرتری مقام عالم برعابد، همسان بافضیلت ورجحان من{پیغمبر} برپایین ترین افراد مردم است".[16]

همچنین:" دورکعت نمازعالم بهترازهفتادرکعت غیرعالم است".

هموفرمود:"سه کس راهرکه تحقیرکندمنافق است :آن که مویش دراسلام سپیدشده ، صاحب علم(عالم) وپیشوای دادگستر.

وفرمود:" هرکس درپی دنیاست باید دنبال علم برود، وهرکس درپی آخرت است بایددنبال علم برود وهرکس دنبال هردواست ، بایددنبال علم برود".[17]

یا:"هلاک امت من درترک علم است".[18]

آموزش وتعلیم ازنظرپیامبر(ص)

1-  تعلیم ازطریق آموزش

" پیامبر(ص) انسان راآگاهانه وهوشمندانه به سوی خدادعوت می کندوشیوه های تعلیم وتربیت آن حضرت ، ازهرگونه افراط وتفریط دربیان مسایل به دوراست .پیامبراعظم (ص) اغلب درنقل داستانها ، مثال های ارزنده ای می آورد وباایما واشاره به دست،سعی می کرد نظرمخاطبان رابه موضوع جلب کند. حضرت گاهی درمیان مردم وضومی گرفت ومی پرسید:چه کسانی مثل من وضومی گیرند؟ ونقل شده است که گاهی نمازجماعت رابالای منبرمی خواند وبعدازنمازروبه جماعت می فرمود: مردم، من این کارراکردم تابتوانید ازمن پیروی کنید وببینید که من چگونه نمازرابه جای می آورم.

2-  توجه به تفاوت های فردی

برخورد پیامبر(ص) بااصحاب خویش ، برحسب توانایی های آنان متفاوت بود .حضرت حتی آمادگی بعضی رابرای احراز مسوولیت هاکافی نمی دانست وبرداشتن توانایی مطلق تاکیدمی کرد. اگردرروش ها ی تعلیم پیامبر تامل کنیم می بینیم که حضرت وصایای خویش رانیزبرحسب شخصیت مخاطبان تغییر می دادهمچنین به تفاوت های محیطی ایشان وفرهنگی صحابه توجه بسیارداشت . برای مثال برخوردایشان باعرب بادیه نشین واعرابی که تحصیل کرده بودند متفاوت بود.

3-  تعلیم ازراه تکرار

با آن که پیامبرخدا(ص) اسوه تمامی معلمان دربیان مطالب به گونه ای قابل فهم برای همگان بودبارها مطالب راتفسیروتشریح می کردتامفهوم سخنانش روشن ترشود. ایشان هنگام ورودبه منزل افراد،سه باردق الباب می کرد وصاحب خانه رابااحترام موردخطاب قرارمی داد".[19]

پژوهش وتعقل ازنظر پیامبر

پژوهش وتعقل همان تحقیق ،اجتهادوتفکراست . این محور ازنظررسولخدا(ص)به قدری ارزشمند است که برابر بازندگی شمرده شده ودلالت بردوراندیشی داردوازسوی دیگرمختص خردمندان است. حضرت درگفتاری می فرماید:"ان التفکرحیاه قلب البصیر، اندیشیدن ، زندگی دل دوراندیشان خردمنداست".[20]

تعقل وتفکروتحقیق ، هدفمندی علم رامی رساند واگراسلام به کسب علم بها می دهد جای هدفمندی آن راخالی نمی گذاردوتاکیدمی کندکه علم بایدهدفمند باشد. مگرازلحاظ لغوی علم غیرازدانستن ، یقین کردن ، معرفت وشناخت است؟ غلبه برجهل ونادانی باپژوهش وتدبر به  دست آمده است. پیامبراعظم زدودن زنگار ازعقل هارادردستورکارخویش قراردادوبدین گونه بود که کرکره بسته مناسبات عقلانی بالارفت وتحقیق وتفکربه دادبشریت رسید."آدمی می تواند دودقیقه بدون هوا، دوهفته بدون نوشیدن آب، سه هفته بدون غذاویک عصربدون پول زندگی کند ولی نمی تواند یک لحظه بدون فکرواندیشه زندگی کند".[21]

نگهداری علم یکی از راههای حفاظت ازماحصل زحمات بی شمارمی باشد. نوشتن کتاب بهترین راه محافظت ازآگاهی است که علاوه برموثربودن درزمان تالیف خویش، میراث ارزشمند وبزرگی برای نسل های بعدی است. رسول گرامی اسلام درحدیثی می فرماید:" قیدوالعلم بالکتاب: علم رابانوشتن دربندکنید". اگردانش وتحقیق به بند کشیده شودگنجی خواهد بود که به دیگران هم سودی خواهدرساند. این سخن تاحدی مصداق تعبیروزین پیامبرراصورت تجسم می بخشد، آن جاکه فرموده است: علمی که ازآن سودنبرند مثل گنجی است که ازآن خرج نکنند.اشعارزیراززلال احساس پاک خواجه نصیرالدین طوسی است:

لذات دنیوی همه هیچ است نزدمن             درخاطر ازتغیرآن هیچ ترس نیست

روزتنعم وشب عیش وطرب مرا              غیرازشب مطالعه وروزدرس نیست 



1- اطلاعات ، یکشنبه 29آبان 84صفحه 6، سیدضیاالدین سجادی  

2- جام جم، پنجشنبه 22آذر86 

3- صدری افشار، غلامحسین ، سرگذشت سازمانهای علمی وآموزشی درایران، ج3، نشروزارت علوم ص21

4- پیشین ، ص23

5- اطلاعات ، یکشنبه 29آبان 84ص6، سیدضیااالدین سجادی

6- جام جم ، پنجشنبه 22آذر86ص10

7- استرابون ، جغرافیا ، کتاب 15،ص18

[8]- اطلاعات، دوشنبه 31اردیبهشت 86ص6گفتگو بادکترسید حسین نصر

[9] - پاسداراسلام، سال 14ش168ص18

10- اطلاعات ، یکشنبه 29آبان 84ص6سیدضیاالدین سجادی 

11- اطلاعات ، چهارشنبه 31مرداد86ص6دکترحسن تاج بخش

12- آداب تعلیم وتعلم دراسلام ، شهیدثانی ، مترجم: دکترسید محمدباقرحجتی ، خرداد59ص45

[13] - منیه المریدص 7

[14] - بحار،ج2،ص78روایت 66

[15] - منیه المریدص8

[16] - همان

[17] - باقرشریف القرشی، النظام التربوی فی الاسلام(بیروت:دارالتعارف للمطبوعات،1399،ه ق)،ص188

[18] -همان،ص185.

[19] - اطلاعات، دوشنبه 31اردیبهشت86ص5

[20] - بحار، ج92ص92

[21] - چکیده اندیشه ها، ج1ص92.

دوشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

اولموشام گيليئلی بيرعومورسندن

وطن پرستی درکتاب

"اولموشام بیرعومورگیلیئلی سندن"

از: خانم عهدیه وحیدی لجین

« روح لطیف آن است که به زادگاه خود علاقه مند باشد ودرآرزوی آن به سربرد... اگرخواهی وفای کسی وپایداری عهدوپیمانش بدانی ، بنگربه دلدادگی اوبه وطنش».

حتما برای خوانندگان، شروع سخن بااین عبارات منقول ازکتاب نفیس البلدان ، تالیف ابوبکراحمدبن محمدبن اسحاق همدانی ایجاد سوال می نماید. چرااین معرفی، باذکر عشق به زادگاه ودلدادگی به وطن آغازیده شده است؟ حقیقت آن است که یک جلدکتاب دراین اواخروصول شد که زحمت ارسال آن راآقای مهدی زارعی سرپرست محترم اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان ورزقان تقبل کرده بود. من این اثررامطالعه کردم . به نکات برجسته ای برخوردم اما سرآمدشان لمس وطن پرستی ووطن دوستی سراینده آن بودوبی وقفه مرابه یاد این جملات می انداخت. بدون تردید آنچه که نگارنده راترغیب بر، گشت وگذاردراین ساحت کرده صرف نظرازخاطرنشان ساختن موردپیش گفته ، تذکارچند نکته ضروری دیگراست که درپی خواهدآمد.

ائله باغلانمیشام آذربایـجانـا             مین کره سویسالار، سویولمارام من

قاریشمیشام تورپاغینا داشینا           هاسئل لرچاغلاسین ، یویولمارام من

اومنه آنادیــــر، من بیـــراولادام         آنــــــاتورپاغیندا دئمه رم یاددام

اوره گیم ایپکدی ، اوزوم پولادام       سینسام ، دوزسینارام اییلمه رم من

ص 10

دونمزاوزوم آذربایجان ائلیندن       قوربتده خوش گونوم ها- اولسا منیم

دوشسه اللریمه بوتون ایختیار       باشیما شاه تاجی قویولسا منیم

**

نه ییمه گره کدیر هرگلیب گئدن         چونکی سن بیرروحسان منده بیربدن

سن سیزنه لازیمدیرائی آناوطن         اینان کل جهان پای اولسا منیم

ص50

آن طورکه اطلاع یافتم شاعره گرانقدر خانم عهدیه وحیدی لجین دارای مدرک تحصیلی نیست این قضیه اهمیت اشعاراورادوچندان می کند. چراکه بابالا رفتن تب مدرک گرایی درجامعه امروز بیم بروزبیماری های ناشناخته وشناخته می رود  ومتفکران بزرگی باطرح این پرسش که چرادانشمندان گذشته باوجود شرایط طاقت فرسا وسخت تاثیر گذاربوده اند وهستند اما محصلان معاصر چنین نبوده اند ونیستند بصیرت آوری مدرک رابه چالش کشیده اند . عهدیه وحیدی لجین درچنین اوضاعی طلوع می کند وباارائه دانسته های فردی خویش ثابت می کند که علم اگرمادی نباشد ودانش اندوزی اگردولتی نباشد به مراتب جوشنده تر وتاثیر گذارتر است . گیریم که هنوزبه دست آوردن مدرک تحصیلی ازارزش زیادی برخورداراست .

گویا ازموضوع دورافتادیم. وحیدی شعروشاعری راچنین دریافته است :

اوجاداغلارکیمی بورانلی چنلی           آیریلمازدوماندان باشی شاعرین

چوخ چکرزامانین آجی دیلیندن           آغارا کیپریگی – قاشی شاعرین

ص30

اومعتقداست:

نه اینسان قوجالارنه زامان چونر         اوره کلرده کینه – نفرت اولماسا

نه قانلارسویویار، نه اوزلردونر         محبتین گول چیچه گی سولماسا

ص63

وی آرزو می کند:

کئشکه بودوز یوللار کیمی           اینسانلاردا دوزاولایدی

سوزگزدیریب آراووران              بو دونیادا  آز اولایدی

ص66

ودرجایی دیگر ازسفله پروری پرده برمی دارد:

آی آقالاربیرزمانه گلیبدی          ذاتی دانیب دولت مالی دییرلر

عاقله ال چالیب هویدی توتورلار   قانمازی هرعلمه حالی دییرلر

ص73

خلاصه ازمقدمه دکترابراهیم اقبالی گرفته تامجتمع فرهنگی هنری شهرستان ورزقان وازفرمانداری ومعاونت محترم فرمانداری مهندس جهانگیری گرفته تاارشاد ورزقان همدلی موج می زند وبه بارنشستن این آفرینه حکایت ازنیک سرشتی مجموعه مسوولان محلی دارد . مابه نوبه خویش براین خیرخواهی ونیک اندیشی غبطه می خوریم.13/11/86

یکشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

دوداگربالانشيندکسرشان شعله نيست

دوداگربالا نشیند کسرشان شعله نیست

" ای دوست فروترنشین ، آن گاه تورادرحضورمجلسیان عزت خواهد بود، زیرا هرکه خودرابزرگ سازدذلیل گرددوهرکه خویشتن رافرودآرد، برفرازگردد".

این جمله ازمیان جملاتی است که ازانجیل آورده شدتامقدمه ای باشد برمختصرسخنی که قصدگفتن آن راداریم. براساس مجموعه ملاحظات رفتارشناسی ایرانیان ، مرواریدهای انسانی بسیاری دردریای بی اعتنایی وبی توجهی رها می شوند واین چشم اندازی نگران کننده رادرخصوص بالارفتن نمادهای پوچی وهیچی تداعی می کند. انزوای اجتماعی وفرهنگی روشن ومآل اندیشان ، ارباب معرفت وپژوهندگان گواه راستین این پیشامد درهمه ادواراست. خواب غفلت زمانی که افراد یک اجتماع راربود جایگاه واقعی خادمان ، نخبگان ، صاحب نظران واهل فکرواندیشه نادیده گرفته می شود واقلیتی خشک مغزبا حسابگریِ های منفعت پرستانه وسودطلبانه ، برموج سوارمی شوند وبه نان ونوایی می رسند . این بازی زمخت ، ناهنجاروناپسند به تعبیری زورستانی ودستبرد است زیرا حق لایق ترین ها پایمال می شود . گذشته ازآن جامعه نه تنها خوش آتیه نمی شود حال ِ خودرانیز خراب می کند وکج سلیقگی ِ بینش عمومی ازبسط وتولید یادگارهای گرانسنگ ممانعت به عمل می آورد ویادرکاهش ویا درازبین بردن آن درمرورزمان موثرمی افتد.بیتی که می آورم بازتاب دهنده دغدغه

ونحله فکری خواصی است که به احتمال زیاد گرفتارجفا ی ازاین قبیل شده اند  :

همای، گومفکن سایه  شرف هرگز       درآن دیارکه طوطی کم اززغن باشد

درتنگنای زیادی خواهی وسهم طلبی بسیاراتفاق افتاده است که عزیز، ذلیل وذلیل ، عزیزگردیده اند. ابیاتی ازخاقانی انتخاب شده که مناسب است ازنظر بگذرانیم :

کارکرد جهان دون عجب است              همه سوگ است ونام اوطرب است

آن که نادان، ستور اوبه تک است             وان که دانا، کمیت اوعقب است

گر فروتر نشســـت خــــاقانی                   چه کند؟ روزگاربی ادب است

قل هوالله ، نـــــیزدرقـــــرآن                   زیــــرتبــــــت یداابی لهب است

" رسول الله (ص): لایابی الکرامه ، الاحمار!(کنزالعمال). ازکرامت وبزرگواری وحقگزاری ، کسی ابانمی کند مگرالاغ باشد!... افسانه های عموم نیزمعمولا خررانمادناسپاسی وسگ رانماد حق شناسی می شمارد، خواص ونخبگان هم کم وبیش باتفاوت هایی چنین گفته اند :

سگی رالقمه ای هرگز فراموش        نگردد گرزنی صدنوبتش سنگ

وگرعمری نوازی سفله ای را          به کمترچیزی آیــد باتودرجنگ!

حکیم گلستان پرورفرموده است : اجل ّ کاینات ازروی ظاهر، آدمی است واذلّ موجودات ، سگ. وبه اتفاق خردمندان ، سگ حق شناس به ازآدمی ناسپاس".[1]

همچنین سعدی درباب هشتم گلستان فرموده : بزرگی راپرسیدند باچندین فضیلت که دست راست راباشد خاتم درانگشت چپ چراست؟ گفت: ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند؟.

درکنارمطالب بالا کندوکاو دقیق ترنشان می دهد که بزرگان دربرابر ناروایی هایی که متوجه آنان می شود خم به ابرو نمی آورند زیرا همه چیزبا آنهاست ، چیزی کم ندارند ، برای قدردانی شدن کارنمی کنند لذا باهمت بلند خویش به اوج می رسند . بیتی ازحافظ را می خوانیم:

حافظ اردرصدرننشیند زعالی همتی است    عاشق دُردی کش اندربند مال وجاه نیست

" محصول بیت : حافظ اگربرصدرننشیند یعنی منصبی قبول نکند ازعلو همت است زیرا عاشق باده نوش درقید مال ومنصب نیست ".[2]

پس چون شمع می سوزد  وروشنایی درتاریکخانه جمع وعام  می افروزد ومی گوید:

دستمزدی ما مخواهیم ازکسی                     دستمزد مارسد ازحق بسی

واگر همه انسانها اوراتنها بگذارند ندا می دهد:

گرچه جمعیت کرکوک کم ازبغدا داست      قابلیت نه به تعداد به استعداداست

11/11/86ساعت یک بامداد



[1] - جلال رفیع ، پنجشنبه 16آذر85، روزنامه اطلاعات

[2] - شرح  سودی برحافظ ، ترجمه دکترعصمت ستارزاده ، چاپ هفتم 1372 ص 457

شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

قلعه حووض لی؛ دژی اعجاب انگیز

قلعه حووض لی ؛ دژی اعجاب انگیز        

موقعیت جغرافیایی

رشته کوه آتشفشانی خاموش سبلان (=ساوالان) درجهت شرقی – غربی تاکوههای قوشاداغ هریس باطول بیش از 60کیلومتر امتداد یافته است. تقریبا درمنتهی الیه غرب کوهستان سبلان روستایی است به نام "اسماعیل کندی " که تااین اواخر درخلوت وسکوت فصول مختلف خصوصا درفصل های پاییز وزمستان فرو می رفت .این روستا ازجنوب به روستاهای:" توپراق لی" و"جنگل" ، ازشمال غربی به روستای "قانقال لو" وازجنوب غربی به روستای "قوملی" محدودمی شود. اسماعیل کندی ازشهرهریس 16کیلومترفاصله دارد.

راههای ارتباطی

 بعدازشهرهریس با فاصله ده کیلومتری روستای تاریخی"خانقاه" قراردارد ازآنجایک جاده خاکی به "اینچه کندی" – سه راهی "یاغلی"(=سوناجی) می رسد. یک جاده خاکی دیگر که به تازه گی زده شده است ازخانقاه به ییلاق یاغلی منتهی می شود. کوهنوردان وطبیعت دوستان می توانند باطی 5/1کیلومتر جاده آسفالته خانقاه – هیق ازمحورزمینی هیق- اوکوزداغی خودرا به ییلاق آلان برسانند وازآنجا نیزاز طریق راه "آلان یوردی" درسه راهی"یاغلی " حضوریابند. ناگفته نماند که محورهای یادشده چنانچه پیداست درسه راهی "یاغلی " تلاقی پیدا می کنند. ازاین سه راهی می توان به طرف شرق راه رادرپیش گرفت وبعداز عبور ازروستای قوملی ورودخانه همیشه سیال وجاری وپرخروش شیرران وارد روستای اسماعیل کندی شد.

محوطه ای اعجاب انگیز

قلعه ای که قبل ازانقلاب درعرف واصطلاح محل بانام "قیزیل لی چشمه" یا"قوشاحووض لار" یا" میس لی قالاسی" شناخته می شد دودهه است که"حووض لی قالا" خوانده می شود. تپه های بلند سنگی بادیواره های شیب دار نزدیک به خط عمود بااولین نگاه انسان رابه دیرین ترین تمدن دیرپا رهنمون می گردند.قلعه حووض لی باوسعتی بیشتراز 15هکتار ازبخش های مسکونی ، گورستان، برجهای دیده بانی وارگ تشکیل شده ورازآلود درزیر خاک مدفون ویکی از بزرگترین وگسترده ترین قلعه های تاریخی آذربایجان است. به نظر می رسد که تنها راه ورود به قلعه درانتهای ضلع جنوب غربی قلعه درکنار رودخانه واقع بوده که راهرو کنده شده بر،یال سنگی کوه باپلکان 38پله ای موجود که درمعرض فرسایش باد وباران بوده اند دلالت برآن دارد. ازاین ناحیه، قلعه بررودخانه خروشان مشرف است.تهیه آب برای شستشو ی لباس وظرف واستحمام وغیره ازاین نقطه باانتقال دستی آن به داخل قلعه متصورمی باشد.ییلاق "مدن علی" بهترین شرایطرا درداخل سایت برای چرای احشام وتامین غذای سپاهیان فراهم آورده است. ازسمت روستای توپراق لی موانع طبیعی وحشتناکی همانند صخره های تیز وهولناک ،حصاردفاعی  مستحکمی برای قلعه نشینان تدارک دیده است که امکان هرگونه عبور بیگانه ای راباز می ستاند. قسمت ارگ درجنوب شرقی اسماعیل کندی ازدامنه خویش 300مترارتفاع دارد. بیش از 30سال پیش متاسفانه گنجینه عظیم تاریخی این مکان دریک حفاری غیرمجاز وطی سه روز حمل اشیای عتیقه قاچاق شد. درچهارجهت ارگ ، آثار قلعه های دیگری به چشم می خورد که روی هم رفته یک چیز را روشن می سازند:" قلاع نظامی مستحکم واستوار این سایت ، قرارگاه فرماندهی ومحل نگهداری اسناد وخزاین بوده است."نیمه اول هزاره اول قبل از میلاد قدمت قلعه است . البته آثاری از قرون 6و7هجری قمری نیز دراین محوطه خودنمایی کرده اند. قلعه حووض لی به شماره 16364درتاریخ24/8/85درفهرست آثار ملی ثبت گردید.

آبراهه ها، حوضچه هاوپله ها

علاوه برمنافذی که دربدنه سنگها ایجاد شده اند آبراهه ها یا نهرآب هایی دیده می شوند که نزولات آسمانی ازبرف وباران گرفته تاتگرگ وحتی شبنم رابه حوضچه های آب هدایت می کنند. سند زیبا وقاطع این سخن : حوضچه کاملا هندسی کنده شده بربدنه سنگی کوه آنهم درلبه پرتگاه درفضای ارگ می باشد. . عمق این حوضچه سنگی 3متر وابعادش 5/2*2متراست. 12پله کنده شده برگرده ماهی بدنه سنگی کوه که به حوضچه می رسد دردوجهت تعبیه شده است: غربی وشمالی. این پله ها به سطح فوقانی صخره ختم می شوند که ناوی کنده شده دارد. واضح است که نزول های آسمانی ازاطراف به این ناو هدایت شده وازآنجا به حوضچه ذخیره آب سرازیر می شوند. علاوه بروجود آبشارها که درفصول بارانی تنوع خاصی به محوطه باستانی حووض لی می دهد چشمه های آب نیز برامنیت قلعه می افزاید تاقلعه نشینان از آنها سیراب گردند.

تصاویر روی صخره ها

نگارنده حدود ده سال پیش درحین کوهپیمایی درمسیر خانقاه – اینچه کندی سنگ افراشت های متعددی درفاصله کوتاهی از جاده ملاحظه کرده بودم. دراین سنگ افراشت ها ، تصاویری زیادی باظرافت های خاص، حجاری  شده بودند که به مفاهیمی همانند سحر وجنگ پرداخته بودند . صدافسوس که چند سال پیش مصالح فروشان ساختمانی این سنگ افراشت راشکسته وتوسط کامیون ها  به شهرانتقال داده اند تادرپی ساختمانها به کارگرفته شوند. برخی تصاویر نقش بسته برروی صخره ها چنین بودند:

 

 

شایان ذکراست که درسال 1381 درشمال شرق شهرستان هریس( منطقه ای که صحبت ازآن شد) معادن عظیم مس درحد ذخایر مس سونگون ورزقان کشف شد که عیار 4/8درصددارند که این عیار درحد استانداردهای جهانی است.9/8/86

نقل ازروزنامه فجرآذربایجان یکشنبه 16دی 86

شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

این شدکه شد

این شد که شد!

« چندوچونی درباره بی اعتنایی به جراید»

 

درچندشماره هفته نامه وزین سهند ویژه شهرستان هریس ازوضع اسف بارمطبوعات به طرز تاسف برانگیزی سخن هارفته بود . تعقیب آن اگرزاید هم باشد  حتما بابازکردن موضوع وطرح مجدد، درتنویرافکارعمومی کمکی ودردستیابی به نتایج صحیح موثرخواهدبود:

شاید همگی شنیده ویادرکتاب "بام آذربایجان شرقی» اثرنگارنده خوانده باشید که چه افراد باشرفی بابرعهده گرفتن شریف ترین مشاغل (نماینده یا خبرنگارجراید شدن، ازشادروان جلال حسنی آذرگرفته تااستاداسدالله اسدنسب وحاج علی اکبرنصرتی و...)ودرسخت ترین شرایط – درمنطقه ما- به ایفای نقش تحسین برانگیزوماندگارپرداخته اندواثبات کرده اند که دانستن برچیدنی نیست. اما می دانم که کمترازمضیقه های این عزیزان ومشکلات این راه خطیراطلاع رسانی شده است.

 باتصرف غیرقانونی زمین روزنامه اطلاعات - خریداری شده ازاداره اوقاف - توسط شهرداری درسال1370 ومعرکه گیری مهندس شهرداری، به چالش کشیدن مطبوعات واردمرحله تازه ای شد.تلاش نماینده روزنامه ومکاتبه خطیب توانا حضرت حجت الاسلام والمسلمین سیدفاضل سیدابوالحسنی به عنوان هییت امنای موقوفات شهرستان هریس ثمرنداد( هنوزهم بلاتکلیف مانده است). درحالی که می رفت ساختمانی فرهنگی به نام نمایندگی روزنامه اطلاعات بااختصاص اعتبارلازم بنا شود مسوولین وقت شهری بدون هیچ عذروبهانه وبدون اعطای مابه ازا وتنها باتکیه برخصیصه فرهنگ ستیزی، فرصت سوزی کردندونه اعتباری جلب شدونه ساختمانی فرهنگی بنا گردید. بعدها ازبدحادثه  خبرنگار فعال وپرجنب وجوش روزنامه اطلاعات وصداوسیما به تبریز انتقال یافت وگوشها ودیدگان بینندگان صداوسیما ، بیگانه ازاخبار"هریس" شد. تادیروز که درمناسبت ها ، رویدادها ، خطبه های نمازجمعه وغیره ، اذهان بادیدن یاشنیدن صحنه هاومطالبی ازهریس متوجه این نقطه ازمیهن اسلامی مان می شدند ناخواسته ازهریس دورترودورترگردیدند. درچنین شرایطی برای اولین بارصفحات ویژه هریس درجراید مهدآزادی وهفته نامه صاحب به چاپ رسیدکه شرح ماجراهای پیش آمده درآن ایام خودکتاب مستقلی می شود. آنچه مسلم است اینکه این گام بلندومبارک باگستره توزیع شمالغرب کشور، بارزترین کانون نورافشانی شکل گیری رسیدن به هویت تاریخی وبستر سازی درتحمل اجتماعی بوده است . دردولت اصلاحات نیازبالقوه افراد جامعه ، پاسخگویی واقدام عاجلی رامی طلبید زیرا توقف انتشار صفحات ویژه هریس وشرایط سیاسی واجتماعی کشور زمینه رامناسب ساخته بود. فرماندار مردمی وجبهه وجنگ دیده به این مهم پی برد . جوان کوشا وصدیقی به نام رضاباکری پیشدستی کرد وبه میدان  آمد. بنده نیزکه روابط عمومی فرمانداری رابرعهده داشتم به تشویق وحمایت پرداختم . درچهارراه مومنلودرمحل فعلی ساختمان قرض الحسنه مهر، دکه روزنامه قدعلم کرد وبااقبال عمومی مواجه گردید. اما عواملی خودسر، غیرمسوول ونوانقلابی به گله گذاری وتولید افترا وکارشکنی پرداختند . این دکه رانفرین شده وام الفساد قلمداد نمودند وحامیان رابه عاملان تهاجم فرهنگی منتسب ساختند .درحالی که جراید تمامی گرایشها به اینجا ارسال  وبه فروش می رسیدوهمگی مجوز چاپ ونشرازنظام مقدس جمهوری اسلامی داشتند.

درهفته نامه سهند مورخه 12دی 86 درصفحه 4به قلم کسی که مشخص نشده آمده است : «گویی درسالهای نه چندان دور، برخی هاکه ازوجود دکه مطبوعاتی درهریس عقده به دل داشتند هوس کرده بودند تااین دکه لعنتی وام الفساد رابه آتش بکشندکه به سفارش یکی ازبزرگان شهرازاین تصمیم صرف نظرمی کنند». شکی نیست که به کاربردن "لعنتی "و"ام الفساد" حرف هفته نامه نیست بلکه حرف افراد کارشکن است. اماجالب اینجاست که این عبارات دستاویزی برای عده ای شده تابرسرآقای باکری بزنند.برعکس ، اینگونه الفاظ نه تنها به شخص باکری بلکه به دکه وکیوسک اونیزچسبیدنی نبود. دردوره فرمانداری آقای مصیب زاده دوگروه توانستند زهرخودرابریزند: نوکیسه گان سیاسی ( ورشکسته گان سیاسی رانیزاضافه کنید)وافراطیون. نوکیسه گان سیاسی چنانچه درآن ایام درمطبوعات انعکاس یافت موفقیت رادرناآگاهی مردم می جستند خودفرماندار جزواین دسته بود.وافراطیون همانانی بودند که بی رحمانه - پیشترهم گفته شد- تحقیرها وتهدیدها راسرراه الحاق جراید ومنطقه سبزکرده بودند. لذابه بهانه رفع سدمعبرهردوگروه به توافق رسیدند وباایجاددشواری هاوبی اعتنایی هانقش نظارتی مطبوعات راسعی کردند زنده به گورسازند.اماهیچ وقت رویای غیرصادقه آنها تعبیرنگردید.برخی مضمحل دست به دامن مدیران مسوول جرایدشدندوبارفتن به تبریز معلوم ساختند که چگونه ودرچه حدواندازه دچارحسادت وسعایت وانتقادناپذیری شده اند.این کارآنهانه تنهابیهوده بلکه خنده داروتعجب برانگیزبود. یکی ازسرپرستی های محترم جراید درروزی ازروزهای نه چندان دوربه من نقل می کرد:" وقتی یکی ازمسوولان شهردرآن ایام به دفترم آمدتعجب کردم که چراکارهای مهم رابرزمین گذاشته است وبااختصاص یک روزازروزهای خدا، پشت سرهمشهریانش بدگویی می کندوتقاضا داردمطالب آنهاچاپ نشود. به وی گفتم: شماازمابه منتقدین نزدیکترید چطورباآنهابه گفتگونمی نشینید ودررفع مشکلات قدم برنمی داریداماحاضرید اینهمه مسافت راطی کنیدوکسی یاکسانی رابدون آنکه مطلع باشند یاحق دفاع داشته باشند متهم می کنید. آیاپیگیرامورشهروندان خودهستید؟آیابه عمران وآبادانی منطقه خویش نیزاینقدرحساسیت دارید؟آیامسایل مهم دیگری درشهرشماوجودندارد؟..."

خلاصه موضع گیری به حق سرپرستی های جرایداستان ، روابط عمومی استانداری، اهالی فرهیخته قلم  واستقامت عاشقانه وجانانه باکری دیوارایجادشده دربرابرفرهیخته مداری رافروریخت . ریاست محترم وروشن بین دادگستری هریس – آقای عبدالحمید نواپور-  بهترین خدمت خودرادرتاریخ به یادگارگذاشت ودرفضا سازی افکارعمومی ودفاع ازرسالت بزرگ مطبوعات وحقوق حقه آن نشان داد که جهل پروری محکوم است وآگاهی اسیرشدنی نیست واصل حق عامه درخبردارشدن ازورای جریانهای روزبرای همه توده هامحفوظ است ومشروعیت مدیریت ومصوبات مسوولان منوط به آن.

اولین ماههای سال جاری آقای رضاباکری بارویی سفید ؛ سنگرمبارزه باجهل رابه جوانی برومند ونواندیش سپرد . آقای مهدی نامور این بار عهده دار مسوولیتی مهم شد تافعلا لقب آخرین مدافع اطلاع رسانی رابه خود اختصاص دهد. ولی این گسست باآن پیشینه های بحرانی که پیشترتوضیح داده شد دست وپای اورابست . مسوولین هم ازاین موقعیت - بدشان نیامدکه هیچ!- باخیال آسوده به تنها نشریه متعلق به خودشان دلخوش کردند. اما آوازه تولد هفته نامه سهند دراین حیص وبیص چهارگوشه شهرستان رادرنوردید وبه عنوان یکی ازعرصه های اجتماعی ویکی ازواحدهای جامعه پیشرفته مطرح گردید. جریان های مداوم ماهانه وتعامل اثربخش اطلاعات ، انتقادات واخبارهفته نامه سهند امیداست به نتیجه برسد ودرعصرمدرنیته ازدورتسلسل« بی پشتوانه حرف زدن»، «کورکورانه کسی راعالم دانستن»، ودر«ناآگاهی زیستن »جامعه رانجات دهد. البته روزگارباورهای موهوم ،به این رضایت نخواهدداد؛  چنانچه مصادیقی رانیزدراین مدت مشاهده کردیم . بارزترین مصداق آن عدم دعوت ازاصحاب رسانه ها توسط فرمانداری است که حکایت ازتنگ نظری ونفوذافراد فاقدصلاحیت ، غیرفرهنگی ، مردم گریزوتمامیت خواه دارد.بیایید ماهم به سهم خود راضی به تنها ماندن هفته نامه سهند و مرکزفروش مطبوعات درحال حاضر  (فروشگاه فطرس) نباشیم .ازفرماندار جدید شهرستان هریس جناب آقای بهروزبهروز نیزخواهشمند است با عنایت به موارد مطروحه ضمن طرد عوامل مخرب ، تنگ نظروتمامیت خواه باحمایت ازمتولیان مطبوعاتی وکانالهای ارتباطی رسمی، نام نیک به یادگاربگذارندومنشا خیروبرکت گردند.بانزدیک ترشدن انتخابات مجلس هشتم پیشنهاد می شود جهت برون رفت ازانفعال مشارکت مردم وکاهش حضورآنها (چه انتخاب کنندگان وچه انتخاب شوندگان)که ناکارآمدی مدیریت سلیقه ای گذشته حاکم  برشهرستان بانی وباعث آن بوده به بهترین نحوباروزنامه نگاران وخبرنگاران همراهی شودکه انتقال وشناسایی اصل وروح احساس مسوولیت درهردوطرف ( مدیران ومردم ) بااین حوزه است. بامدنظرفراردادن آنچه ازدست رفته به آن افتخاراتی که به دست خواهیم آورددل ببندیم.24/10/86

شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 

بارش برف ، یخبندان وچالش های آن درشهرستان هریس

شهرستان هریس گرچه درشمالغرب کشورودردامنه غربی کوهستان سبلان ، یکی ازسردسیرترین مناطق کشورمان محسوب می شودوهرساله 105روزدوره یخبندان دارد ودرست ازاواخرشهریوراگربرف هم نبارد بخاری ها درمنازل روشن می شود وهمه به پوشیدن لباسهای گرم روی می آورند امادرروزهای گذشته ازآنجا که بارش برف 25استان کشورراسفیدپوش کرد ومتعاقب آن افت شدیددمای هوا نگرانی ازقطع گازراتشدیدنمودمردم این منطقه نیزسخت تحت تاثیر قرارگرفتند.

وضعیت جاده ها

محورهای ترددبه علت لغزندگی ، کولاک ویخبندان برای ایامی تامرزمسدودشدن پیش رفت وترددوسایل نقلیه درمحورتبریز- هریس وبخشایش –هریس وینگجه –هریس بامشکلات جدی مواجه شد. باهمه اینها اداره راه وترابری برای بازگشایی راههای مسدود شده ازهیچ تلاشی دست نکشید . راههای چندروستا به مدت چندروز بسته وصدهاخانواردرمحاصره برف قرارگرفته وارتباط آنان بادیگرمناطق شهرستان قطع شد.

قطعی گازوبرق

برابراعلام صداوسیمای استان آذربایجان شرقی به نقل ازمسوولین مربوطه گازسی درصدازمشترکان گازشهرستان قطع شده بود به دنبال این قضایا جریان برق وروشنایی  برخی ازمعابروخیابانها نیز درسطح شهرستان قطع گردید.

تعطیلی مدارس

قبلااعلام دیرهنگام واطلاع رسانی نامناسب  درخصوص  تعطیلی مدارس دربرف وسرما ومواقع اضطراری نارضایتی وتشکیک  اولیا، دانش آموزان ودانشجویان رافراهم می آورد ولی این باراداره آموزش وپرورش، دانشگاه آزاد وپیام نورباانتشارخبرلغو کلیه امتحانات وتعطیل بودن تمامی کلاسها خیال همه راراحت وتکلیف رامشخص نمودند این نحوه اطلاع رسانی تقدیرشهروندان رابه همراه خودداشت . تعطیلات ، بیش از یک هفته به طول انجامید.

ساعاتی ازعمرکه برای تهیه نفت،گازوخریدبخاری سوخت

شرکت گاز ضمن درخواست برای رعایت اصول مصرف وصرفه جویی درمصرف گاز اعلام کرده بود که احتمال قطع گاز وجوددارد . لذا بسیاری ازمردم درمیان صف های طویل درجایگاههای سوخت باپیت ها  وکالن های 20لیتری ساعتها ایستادند وسرمارابه جان خریدند . بیشترزنان ومردان قدیمی حسرت تنورهای قدیمی رامی خوردند . بر خی ازافرادخانواده هابرای پرکردن کپسول ها ازگاز به این  وآن متوسل می شدند وبه التماس می افتادند. آنهایی هم که کپسول نداشتند خریدارکپسول بودند. بخاری نفتی که قبل ازانتشاراحتمال قطعی گاز دوازده هزارتومان عرضه می شدوبه فروش می رسید شرایط پیش آمده بهانه به دست فروشندگان داد تابه سی هزارتومان بفروشند.

دمای هوا

نحوه اطلاع رسانی هواشناسی درخصوص دمای هوا مطلوب نبود . دمای شهرستان درحالی که کمتراتفاق افتاد به 20درجه زیرصفربرسد اماسردترین شبهای سال سپری می شدوصداوسیما به نقل ازهواشناسی دمای هوا درشهرستان هریس را16درجه زیرصفرگزارش می کرد وباکمال تعجب باتاسی ازاین اشتباه درمواردی گرمترین شهرستان اعلام شد درحالی که پایین ترازدمای هریس هم شهرهای دیگری دربخش خبری معرفی می شدند که تعجب همه رابرمی انگیخت.

وسایط نقلیه وباک های پرازبنزین

شنیدن خبرقطع گازدرشهرستان های همجوار ازجمله اهربه میزان 70درصد وبحرانی شدن اوضاع درسایرشهرهای میهن کافی بود تااشخاصی که وسیله نقلیه دراختیاردارند رابه جایگاههای سوخت گسیل دارد. آنها باک هاراازبنزین پرساختندتادرموقع لزوم ، خودوخانواده خویش رادردرون ماشین گرم نگه دارند وازبخاری آن برای نجات ازسوزسرما بهره بگیرند.

امدادرسانی به برف ماندگان

20نفرازاعضای چندخانواده که به دلیل بارش برف وخطر عبورازگردنه گویجه بیل درمسیر تبریز- اهرنتوانسته بودند عبورکنند توسط امدادرسانان هلال احمرهریس نجات یافته  ودرپایگاه امداد ونجات بیلوردی اسکان داده شدند ودرراه ماندگان ازآذوقه ومایحتاج های ضروری بهره مند شدند.

وضعیت آب آشامیدنی

ازتعداد دقیق خسارت واردشده برکنتورهای مشترکان شهری خبری منتشرنشده است ولی قابل انکارنیست که به دلیل یخ زدگی بسیاری ازکنتورهای دچارخسارت شد وبرخی ازانشعابات روستاها به طورکلی یخ زد مخازن آب برخی نیزهمینطور . آب درشهر کلوانق جیره بندی شد. افراد بابازگذاشتن شیرهای آب درصدد جلوگیری ازیخ زدگی بودند که این اتفاق رخ داد وهنوزهم این مشکلات گریبان مسوولان واهالی راگرفته است . مسوولان معتقدند مردم باید هنگام لوله کشی حداقل لوله هارادرمناطقی همانند هریس دریک متری زمین بگذارند تاسرما ی زمستان به انها نفوذپیدانکند.

برخی ازلوله های اصلی انتقال آب وبسیاری ازلوله های انتقال آب منازل وادارات واتصالات آن ترکید وهرازگاهی برودت هوا وسرمای بیش ازحدباعث می شد مردم باگرم نگاه داشتن اطراف کنتورها ولوله ها واتصالاتی که مخصوصا درفضای بازوجودداشتند خیال راحتی داشته باشند زیرا کمترین غفلت می توانست کاربه دست آنهابدهد.

پخت غذاوتهیه نان

جبهه هوای سرد، احتمال تعطیلی نانوایی هاراافزایش می دادلذامردم ازترس اینکه نانوایی هادرروزهای آتی قادربه پخت نان نباشند نسبت به خریدنان اقدام می کردند خوشبختانه باتمهیدات اندیشیده شده ، نانوایی هابازبودند وازسویی دیگرشاهد افزایش قیمت نان نبودیم. ازنکات دیگری که قابل ذکراست پخت نان وپیشدستی بانوان درذخیره موادغذایی برای چندروزاست. کدبانوها باتهیه غذامی خواستند درصورت قطع گازشاهد گرسنگی نباشند.

عدم برف روبی ونمک پاشی

فقدان اقدام به موقع برف روبی ونمک پاشی متاسفانه باب شده است . باتوجه به اینکه اگردرمناطقی همانند هریس برف روبی به موقع انجام نگیرد شدت سرما موجب یخ زدگی برفها می شود وبعدازتولید مشکلات وسختی ها ی فراروان چنانچه بعدازروزهای مدیدهوابه گرمی گراید ذوب شدن تدریجی برف ومقداری ازیخ ها درمعابرآبگرفتگی رابه وجودمی آوردوبحران دوچندان می شود. بعدازبارش سنگین برف وهنگام خروج ازمنزل ومراجعه به واحدهای تجاری وکاری باآمدن روز، مردم انتظارداشتندودارند حداقل خیابانهای اصلی برف روبی ونمک پاشی شوندکه این بارهم مایوس شدند . یکی ازشهروندان هریس اعتقادداشت آقای رییس جمهورومسوولان تبصره 13بایدبرای مناطقی همانندهریس سهمیه اضافه بنزین درنظربگیرندزیرا درایام برفی زمستان خودروها باعبورازخیابانها وکوچه هاراه برای عابرین بازمی کنند وکسانی که می خو.اهند به محل کارخودبرسند ازخطوط ایجادشده توسط لاستیک ها بهره می برند.

حرف مردم دروضعیت بحرانی

یک شهروند هریسی می گفت که موج سرمای امسال ثابت کرد که در مقابل حوادث غیر مترقبه آسیب پذیرهستیم . فردی دیگرازبزرگ نمایی اقدامات انجام شده انتقادداشت ومی گفت : ای کاش مسوولان به جای حرف زدن ، آینده نگرباشند . درچنین مواقعی است که انسان به صحت گفتارواعمال پی می برد . غالب اهالی هم درسویی دیگرحسرت گذشته رامی خوردند ومی گفتند : سالها پیش منازل ما تنورداشت ، نان رادرمنزل خویش می پختیم ، به دادهمدیگر می رسیدیم مادران ماجوراب های مناسبی رابرای زمستان تدارک می دیدند ومی دوختند اما زندگی مدرنیته امروزی همه چیزراازما گرفته است وعلاوه براینکه تولید نداریم به شدت مصرف زده شده ایم .شایان ذکراست که شرکت گازهریس درمدت یادشده با مردم همراهی نکرده ودرزمینه اطلاع رسانی بسیارضعیف عمل نمودوهیچ کمکی درتهیه گازموردنیازکپسولها به مردم وفروشندگان نکرد.25/10/86

این گزارش رادرمجله اطلاعات هفتگی 3/11/86بخوانید.

 

 

سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 

برخی ؛ بهشت رامختص خود می دانند!                     

دوست دارم برایت دراین مکتوب ، ازبرخی آدمیزادگان بنویسم که بسیاری راصاحب هیچ حقی، هیچ نقشی وهیچ مقبولیتی نمی دانند!

برخی ازآدمیزادگان ، بعضی ازمایند « آینه دیگری هستند ولی آینه خویش نما نیستند.»

سرتاپای وجودشان مشحون ازعیب ونقص است بااین همه دیگران رادرمعرض اتهام نقایص وعیوب قرارمی دهندوپاپیچ همگان می شوند.

درگفتمان معنایی برخی ها، همیشه داوری های عاری ازصلاحیت وجودداردبدون آنکه صلاحیت داشته باشند یکی رامحکوم می کنند ودیگری راچوفواره بلندمی سازند. شخصیت منفی وناسازگاری دارند وشخصیت های مثبت وسازگارراتخطیه می نمایند. حریم قانون وحریم اخلاق رامی شکنند . درآشفته بازارسودجویی ، صداقت رابرنمی تابند . دفاعیات بدشان ازانقلاب ، جنسیت مصلحت وآینده نگری ندارد. بااین حال نه تنها انقلاب را، بلکه بهشت رامختص خودمی دانند!

برخی  ها- نه تنهااکنون که ازآغاز- بدگمانی دارند . امان بنی بشرازسوء ظن این بعضی هابریده است. چه کسی است که گوشزد کند رسول الله صلی الله علیه وآله فرموده است :« هرکه به برادرمومنش سوء ظن پیداکند به پروردگارش سوءظن پیداکرده است خداوند می فرماید: بپرهیزیدازبسیاری گمان ها».[1]

ویاامیرالمومنین فرموده است:« همنشینی بدان موجب بدگمانی به نیکان است.»[2]

پیداست که:

منشین بابدان که صحبت بد                 گرچه پاکی توراپلید کند

آفتابی بدین بزرگی را                       پاره ای ابرناپدیدکند.سنایی

البته این گوشزد هاهم شایدسودی ندهد زیراتجربه نشان داده است که چشم بسته ای دارند وگوش ناشنوایی . زحمتی نمی خواهدباوردارند وبهشت رامختص خودمی دانند.!

برخی ها- بازهم تاکید می کنم برخی ها- سوالهای دورازانتظار وبی جا آفریده اند ودارند. عناد ولجاجت پشتوانه چنین رویکردی است ، اگرچه دردین مبین اسلام سوال بیجا موردنکوهش ومذمت قرارگرفته ولی چنانچه قلب ، مریض باشد هرچه کنی بازافراد این چنینی بهشت رامختص خود می دانند!

برخی ها، یک مساله بنیادی رارونمی کنندوآن اینکه درنیل به اهداف دنیوی شان ، مفاهیم معنوی راسپرخویش می سازند. بسا که تاب تحمل سخنانی ازاین دست راندارندولی حقیقت این است وجزاین نیست . متعمق دراحساساتی عوامانه وپرخاشگرانه هستند احساساتی که مخربند همانند زورگویی. دوست دارند همگان همواره سایه زورگویی آنها رابالای سرخوداحساس کنند زیرا می پندارند بهشت مختص آنهاست!

برخی ها ، افراطیون عرصه سیاست اند که دربازی سیاسی آنهاحفظ زبان معنایی ندارد. توهین  می کنند ، طعنه می زنند، تکه پرانی می کنند به محدوده های ممنوعه واردمی شوند . دراذیت وآزاربرادر دینی کوتاه نمی آیند . درمدیریت سیاسی، حوزه جداگانه برای خود دست وپا می کنند درحالی که درمحدوده حیطه نظارت وخدمت دولت خدمتگزار، همه جای دارند.

« خداوند ازمومن هیچ عملی رانمی پذیرد درصورتی که نسبت به برادر مومنش قصدسویی داشته باشد».[3]و« به آنچه برزبان مردجاری می گردد، برخردمندیش استدلال می شود».[4] این جملات گهربار به ترتیب ازامام صادق وحضرت علی علیهماالسلام هستند که درتاریخ به ثبت رسیده اند...

دراین گفتار اگربه صورت صریح یا تلویح ، جریانی موردتوجه قرارگرفته است خطوطی نگاشته شده ازدفترایام اند . نیت ازبازخوانی آنها پدیدآمدن صرافی وجدان هاست تاچاه راازراه بازشناسیم وفریفته جاذبه های فریبایی شعارنگردیم وبابه میدان کشیدن شعور، جفا رادرحق بزرگان دینی ، شهدای گرانقدر وایران سرافرازمان روانداریم. بدرود

23/10/86



[1] - من اساء باخیه الظن  فقدساء بربه . ان الله تعالی یقول : اجتنبواکثیرامن الظن . ( کنزل العمال حدیث 7587

[2] - بحارالانوارج77ص368

[3] - کافی ج 2ص361

[4] - غررالحکم ج 2ص 375

سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦ - moharram farzaneh | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows